به عالمی نفروشیم ، موی سر دوست

برای اینکه فراموشش کنم         

 

 با تمامی نامه های عاشقانه اش

 

بادبادکی درست کردم

 

وقتی هوا رفت، دنیایی از تمبرهای شکسته بر زمین ریخت

 

کتاب دلتنگی هایم را در تاقجه دلت مگذارم تا آخر روزی تقویم زندگیت خاطرت شیرین

 را به یادت انداخت نگاهی به آن افکنده و بدانی از اولین ف
صل تا آخرین فصل

 بودنم ، تنها سوالم این بود که بی پاسخ ماند چرا برای خزان  دلم. بهاری نیست..
?